1400
شروع
2/13

ضربت رستگاری

  و چون آن تیغ زهرآگین، فرود آمد، آن بزرگ به فریاد آمد: فُزت و رب الکعبه. در آن لحظه درد و خون، در آن لحظه که هرکس باید فریاد درد کشد این چه فریاد شادی است که از قربانی برآمده است؟ او به راستی دیگر این زندگی را بر نمی‌تابد و مرگ را رستگاری می‌داند؟ آن هم او، که
2/6

چه باشد آنچه که «تأثیر» خوانندش؟

پرسش این متن، پرسشی پرسیدنی است، پرسشی که مغفول مانده است. پاسخ بدین پرسش، پاسخ بدین پرسش نیز هست که آیا انسان موجود صاحب اختیار و اراده و انتخاب است یا موجودی مجبور، آیا او فعال است یا منفعل، آیا او مسئول است یا قربانی؟ هم از این رو دقت در این متن برای هر کس که بخواهد عنان سرنوشت
2/1

فلسفه، در معرکه

فلسفه، در معرکه هر عمل و سخنی، فلسفه است، فلسفه‌ای مغفول مانده. بکوشید هم اکنون سخنی بگویید که بازتاب و ترجمان فلسفه‌ای نباشد. برای راحتی کارتان، من مثالی می‌آورم: حسن آمد، حسن دیر آمد. گوینده این سخن دست کم به این مبادی فلسفی معتقد است و این مبادی در پشت سخن او مستتر است: اصل این‌همانی، اصل تقدم علت بر
1/31

تزهایی درباره علمی که تاریخ خوانندش

هر علمی راجع به پدیدار است. علم را به ذات دسترسی نیست. هر علمی، روایتی از پدیدار است و به همین دلیل است که توصیفات و تبیین‌های علمی هم متکثر و هم در بسیاری موارد، متخالف اند نه هم در علوم انسانی بل در علوم دقیقه. علوم دقیقه، علی رغم امکان مشاهده مستقیم نتایج و کنترل شرایط آزمایشگاهی و تکرار
1399
12/10

مانیفست شعر من (ویرایش ۳)

  ۱. شعر عبارت است از صورتی از کلام که جز ذهن مخاطب، جان یا روح او را متاثر گرداند. ۲. از این‌رو نثری که چنان باشد، شعر توانی گفت و شعری که نه چنین باشد نثر توانی خواند. پس در این معنا داستان چه باشد؟ در نزد من داستان از ابواب شعر است که در آن روایت غالب است.
درباره اندیشه لاگ
12/4

آزادی بیان و موانع فکری آن: بررسی یک گزاره

  یک گزاره باید خودبسنده باشد، یعنی، خودش، خودش را توضیح دهد و در مقابل به نتایج منطقی ناشی از آن پاسخگو باشد. تجزیه و تحلیل گزاره زیر درباره آزادی بیان، این منظور نویسنده را باز تواند گفت: «آزادی بیان به معنای آزادی «بیان» است، یعنی حرف معقول زدن، و گرنه کسی که عقل سالمی داشته باشد نمی‌تواند از آزادی