خانه » اندیشه لاگ » جنایت و مکافات: جبر یا اختیار – قسمت اول

 

 

جنایت و مکافات: جبر یا اختیار

قسمت اول

 

نوشته ای از کاظم موتابیان منتشره در مجله رخ نگار

من تا کنون چهار بار، رمان جنایت و مکافات، اثر فئودور داستایوفسکی را خوانده‌ام و هر بار همراه با راسکولنیکف جنایت کرده‌ام و مکافات کشیده‌ام و هر چه مسن‌‌‌تر شده‌ام، حدت و شدت رنجی که این جنایت و مکافات به همراه داشته است، رو در فزون بوده است. اما این بار و برای چهارمین بار، مطالعه کتاب سترگ داستایوسکی (با ترجمه اصغر رستگار) بر من ثابت کرد که در سه نوبت پیشین، چه سخت در اشتباه بوده‌ام؛ اشتباهی هالیوودی: این که این کتابی است مهیج و اثربخش درباره قتل یک پیرزن رباخوار و خواهر ناتنی‌اش توسط دانشجویی فقیر با جاذبه‌ی حوادثی افسون‌کننده که هرگز از بازخوانی آن خسته نخواهی شد. بهترین روش برای گذران وقت!.

پس بگذارید تا برای گذر از این اشتباه، اشتباهی که شاید بسیاری دیگر از خوانندگانِ اثر، دچار آن شده باشند، نخست دواعی نوشتار حاضر را بالصراحه بازنمایم:

”جنایت و مکافات، نه تنها کتابی درباره صرفا راسکولنیکف نیست، بلکه فقط درباره جنایت به مفهوم قتل یک انسان نیز نیست. نیز، این کتابی درباره سرنوشت ناگزیر انسان‌هایی در چنگال جبر نیست. این کتابی است درباره تصمیماتی که هر انسان آگاهانه می‌گیرد و لاجرم عواقب آن گریبان‌گیر وی می‌شود. این کتابی برای خواندن و گذراندن وقت نیست (هر چند بهترین شیوه از شیوه‌های صرف وقت است) بلکه کتابی است برای به خودآگاهی رسیدن و در نتیجه آن، برای مبدل شدن، مبدل شدن از انسان در چنبره شرطی شدگی‌ها و عادت‌ها و ایگو (یا نفس یا هر آن‌چه که هر فرهنگی و هر کسی می‌خواهد بر آن بگذارد) به انسان در فراخنای آزادی یگانگی با خویشتن خویش، طبیعت خویش (یا کودک درون یا اولوهیت درون یا استاد درون یا هر آنچه که هر فرهنگی و هر کسی می‌خواهد بر آن بگذارد) و از همین رو و سرانجام، این کتابی درباره واقعه‌ای در سن پترزبورگ، پایتخت روسیه تزاری نیست. کتابی است با پیامی فرا مکانی و فرا تاریخی. کتابی برای هر کسی که خواهان مبدل شدن به انسانی بهتر است در هر زمانی و در هر مکانی.“

دعاوی، نه تنها حوزه معرفت شناختی و انسان شناختی را در برمی‌گیرند بلکه در ورای آن‌ها به گونه‌ای موسس بر اساس نوعی نگرش متافیزیکی هستند. چنین دعاوی بس مناقشه ‌پذیرند و بر کرسی اثبات نشاندن آن‌ها محتاج دلایل و شواهد محکم و استواری است که تنها پشتوانه آن باید خود اثر باشند. پس بگذارید بدون حاشیه بکوشیم تا حد توان راقم این سطور و مجال این مقال، آن‌ها را بر مصطبه اثبات بنشانیم.

ادامه دارد …