+3

موانع ناب

برای این که شرکتی بتواند فرآیند پیاده‌سازی ناب را شروع کند و به پیش برد حداقل سه الزام اساسی مورد نیاز است:

  1. احساس بحران:

شرکت‌هایی که احساس نکنند در بحران به سر می‌برند یا دیر یا زود دچار بحران خواهند شد، حتی اگر به ناب‌سازی هم اقدام کنند، به آن به عنوان یک کالای لوکس نگاه می‌کنند و نه یک ضرورت. چنین شرکت‌هایی آمادگی مواجه با چالش‌های ناب شدن را ندارند و اگر کار را هم شروع کنند خیلی زود از سختی‌های آن خسته شده و با کوچک‌ترین مانعی، آن را به کناری می‌گذارند.

  1. عامل تغییر:

شرکت‌هایی که احساس بحران می‌کنند، باید برای آغاز و تداوم ناب‌سازی خود یک عامل تغییر داشته باشند. عامل تغییر، کسی است که هم توانایی ایجاد و حمایت از تغییرات را دارد و هم به ناب معتقد است و درکی کلی از ناب و اثرات آن دارد. لازم نیست که او بر تمام جنبه‌ها و جزییات ناب، مسلط باشد، بلکه فقط کافی است که کلیات ناب را بداند و بداند ناب می‌تواند به او کمک کند تا شرکت خود را از بحران نجات دهد و نیز بداند که در پیاده‌سازی ناب با چه چالش‌هایی مواجه خواهد شد و برای مواجه با آن‌ها آماده و توانا باشد. این فرد می‌تواند یکی از مدیران ارشد شرکت از جمله مدیر عامل باشد.

  1. دانش ناب:

ناب، به راستی یک شیوه جدید تفکر، مدیریت، روش تولید محصول یا خدمت است که باید تمام جنبه‌های یک سازمان را متحول کند و در بر گیرد و فقط یک شیوه تولید برای کف کارگاه یا تغییر چیدمان نیست. یک شرکت باید برای عملیاتی کردن ناب به کل این دانش، مجهز باشد. چنین دانشی باید توسط کسی به شرکت ارائه شود که به او مربی ناب (به ژاپنی سن‌سه‌ای ناب) می‌گویند. چنین فردی باید نه تنها باید از نظر تئوریک بر دانش ناب مسلط باشد بلکه باید چگونگی عملیاتی کردن آن را هم بداند. این فرد باید مهارت‌های مذاکره، آموزش و هدایت تیم‌های بهبود را هم داشته باشد و خود یک نمونه زنده کاربرد ناب در بهبود فردی باشد، یک انسان ناب.

با این همه حتی وقتی این سه عامل وجود داشته باشند، شرکت‌ها حتما به سمت ناب شدن به پیش نمی‌روند و همواره موانع و آفت‌هایی بر سر راه‌ ایشان قرار خواهد گرفت، موانعی که باید از پیش از آن‌ها آگاه باشند. به زودی در یادداشتی دیگر فهرستی از این موانع و آفت‌ها ارایه خواهم کرد که مطمین هستم بسیار به کار شما خواهد آمد

کاظم موتابیان

لینک کتاب های مرتبط با این مقاله: